راز نهفته جهان بینی حافظ و پیوند جاودانیش با عشق بر عالمان و عارفان پوشید ه نیست.
روانی اشعارش همچون نسیم بهاری جریان زندگی را ارام و هماهنگ می سازد. در سر زمین زیبا و
کهن ایران داشتن دیوان حافظ در هر خانه ای یکی از سنتهای جا افتاده است. گویی که با گل همصداست
این شهد بار شعر ساز.
کپرگه بزرگداست خواجه عرفان شمس الدین محمد ( حافظ ) را با فالی از گلزار غزلیاتش گرامی و تقدیم
می دارد.

سحر ببوی گلستان دمی شدم در باغ
که تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ
به جلوه گل سوری نگاه میکردم
که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ
چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور
که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ
گشاده نرگس رعنا ز حسرت اب از چشم
نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ
زبان کشیده چو تیغی بسر زنش سوسن
دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ
یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست
یکی چو ساقی مستان بکف گرفته ایاغ
نشاط عیش وجوانی چو گل غنیمت دان
که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ .



