تبليغاتX
کپرگه

بهار در ره است آمد نشانش ز باد صبا

به دشت و کوه نشسته اند اهوان به خطا

هزار بلبل عاشق بهاره در راهند

ز شوق شادی گلها و وصف آب بقا

بنفشه با گل سوسن به کوه و قو در آب

کشیده اند کمانی ز پرنیان و طلا

غروب ریخته بر دل دشت و آسمان و نبات

پرندگان به رقص و چرندگان به صبا

جهان ز پرتو خورشید عید صبحگهان

دمی زده است به جام طلای عشق و وفا

ز نقش رنگ و نگار و فسون ابر بهار

زمین حامله گشته است و آسمان زیبا

بهار آمده است ای قلندران هشدار

بپا کنیم ز گل کلبه ای به راه صبا.

کپرگه فرا رسیدن نوروز باستان را به همه ایرانیان تبریک میگوید و قطعه شعر بهار را تقدیم می دارد. 

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 17:38 |

 

 

پندار نیک .کردار نیک .گفتار نیک

دمی بنشین و بر خویشت نظر کن

نگاهی بی سمر بر خویشتن  کن

گهی ایینه بشکن ناله  سر    کن

ز هجر و غم همه عالم خبر   کن

دمی با بلبلان در باغ و   صحرا

نگاهی بر فلک گردون چرخ   کن

گهی ابی بنوش وز اتش شوق

ببالین گلی شب مختصر    کن

گهی نیکی کن و در نیل انداز

ز قیل و قال این عالم حذر   کن

بگفتار خوش و کردار نیکو

جهانی شاد کن زیبا گذر    کن

گهی چون مور گردان خویش و گه پیل

به الوان جامه های فصل بس کن

گهی چنگی نواز خنیاگر ناز

جهانی را ز تنهایی بدر        کن

گهی دم را دمی از بازدم دور

زمانی بازدم را  وان سفر     کن

گهی با ماهرویان عشوه و ناز

گهی سیر  درون راتازه تر    کن

گهی بر خوان رنگارنگ دنیا

دمی بنشین و نوشین جام سر کن

زمانی با کف نانی بسر     کن

ز بن تا عالم فانی سفر    کن

 

کلام و وازه های پارسی را

بچین چون گل سپس زیرو زبر کن.

 

 

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 15:22 |