تبليغاتX
کپرگه - بزرگداشت سعدی

پشت دو تای فلک راست شد از خرمی

تا چو تو فرزند زاد مادر ایام را

تو را گر کنند ور نکنند اهل فضل

حاجت مشاطه نیست روی دلارام را

کپرگه روز بزرگداشت شیخ اجل سعدی شیراز را با ابیاتی از گلستان و بوستانش گرامی می دارد.

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز

کان سوخته را جان شد و اواز نیامد

این مدعیان در طلبش بی خبرانند

کانرا که خبر شد خبری باز نیامد

دولت جان پرورست صحبت امیزگار     خلوت بی مدعی سفره بی انتظار

اخر عهد شب است اول صبح ای ندیم     صبح دوم بایدت سر ز گریبان بر ار

دور نباشد که خلق روز تصور کنند     گر بنمایی بشب طلعت خورشید وار

مشعله ای بر فروز مشغله ای پیش گیر     تا ببرند از سرم زحمت خواب و خمار

خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع     ناله موزون مرغ بوی خوش لاله زار

برگ درختان سبز پیش خداوند هوش     هر ورقی دفتریست معرفت کردگار

روز بهار است خیز تا به تماشا رویم     تکیه بر ایام نیست تا دگر اید بهار

وعده که گفتی شبی با تو بروز اورم     شب بگذشت از حساب روز برفت از شمار

دور جوانی گذشت موی سیه پیسه گشت     برق یمانی بجست گرد بماند از سوار

دفتر فکرت بشوی گفته سعدی بگوی

دامن گوهر بیار بر سر مجلس ببار.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:7 |